یکی از مسائل عمده ای که والدین و بخصوص والدین شاغل با آن روبرو هستند، اضطراب جدایی در فرزندان است این والدین پیوسته باید با فرزندشان کلنجار بروند تا او را راضی به تنها ماندن، ماندن در جایی بدون حضور آنها، تنها خوابیدن و یا تنها بیرون رفتن کنند. با وجود اینکه کودکان شخصیت‌های متفاوت از یکدیگر دارند و برخی از آنها با اضطراب شدیدی در جدا شدن از اطرافیان نزدیک خود روبرو هستند و برخی دیگر خیر اما در عین حال اضطراب جدا ماندن از والدین برای کودک یک اضطراب و نگرانی واقعی است. کم و بیش اکثراً چنین تجربه ای در آغاز مدرسه و سال اول دبستان نیز دارند که یا از رفتن به مدرسه امتناع می کنند و حاضر نیستند از والدین جدا شوند یا اگر هم جدا شوند، گرفته و ناراحت در کلاس می نشینند.

عموماً از حدود هشت، نه ماهگی پدیده غریبی کردن در کودکان رخ می دهد که با دیدن افراد نا آشنا، گریه و یا حتی واکنشهای شدیدتری نشان می دهند که این به معنی توانایی کودک در شناسایی مراقبین خود از سایرین می باشد و این غریبی کردن در حدود هجده ماهگی بسیار کمتر می شود. والدینی که از لحاظ کمی و کیفی حضور کافی دارند و احساس ترس و اضطراب کودک را در این سن می پذیرند و با در آغوش گرفتن و موجه و طبیعی جلوه دادن از او حمایت می کنند به گذر از این مرحله کمک خواهند کرد و بالعکس والدینی که در برابر این بی تابی و بی قراری دستپاچه و عصبی می شوند و با خشونت رفتار می کنند یا بالعکس به حمایت بیش از حد از کودک اقدام می کنند و اجازه رویارویی تدریجی کودک با اطرافیان را به او نمی دهند، گذر کودک از این مرحله را سخت می کنند که در این صورت کودک به نوعی در این ترس و اضطراب باقی می ماند، حالتی که شکل شدت یافته آن اختلال اضطراب جدایی نامیده می شود. در حقیقت در این حالت دلبستگی ناایمن در کودک شکل گرفته است. وقتی والدین و مراقبین به نیازهای کودک توجه کافی ندارند یا فقط هر وقت که خودشان آماده باشند به کودک توجه می کنند، سبب می شوند کودک تصور کند دنیا چندان قابل اطمینان و پیش بینی نیست و در این صورت یا بطور کلی نسبت به بزرگترهای خود و محیط پیرامون بی تفاوت و بی احساس می شوند یا همیشه برای نگه داشتن آنچه از نظر آنها در هر لحظه ممکن است از دست برود مصرانه تلاش می کنند. بنابراین والدین بسیار سهل گیر که به همه خواسته های کودک تن در می دهند و همچنین والدین بسیار سختگیر، هر دو احتمال بروز اختلال اضطراب جدایی را در کودک افزایش می دهند. البته برخی کودکان بطور ژنتیک دارای خلق و خوی حساس تر و مضطرب تری هستند که آمادگی آنها را برای این مشکل زیادتر می کند.

 

روشهای مناسب مواجهه

در موقعی که کودک برای جدا شدن از شما بی تابی می کند، وقت بگذارید و اگر می دانید طبق تجربه احتمالاً او خیلی بی تابی خواهد کرد، از قبل طوری برنامه ریزی کنید که در موقع رفتن یا برعکس گذاشتن کودک در جایی، وقت کافی داشته باشید تا حرف های او را بشنوید. اجازه دهید راجع به ترس ها و نگرانی هایش وقتی شما نیستید با شما حرف بزند. به حرف هایش گوش دهید و او را تسکین دهید. سپس با کمی بازی یا فعالیتی که او دوست دارد، سرگرمش کنید تا این لحظه برای او تلخ نباشد. برخی والدین به اشتباه در لحظه آخر و هنگامی که خودشان به شدت دیرشان شده است، کودک را جلو مدرسه یا در مهد یا خانه می گذارند. بنابراین هیچ حوصله و فرصتی برای پرداختن به احساسات کودک ندارند.

در مورد همه بچه ها و به ویژه آنان که با این مشکل روبرو هستند، طوری برنامه ریزی کنید که با نبود شما بطور تدریجی روبرو شوند. مثلاً کودک را با فردی که می‌شناسد، ۱۵ دقیقه تنها بگذارید. سپس این غیبت را به یک ساعت افزایش دهید. کودک با این روش تدریجی می‌آموزد که رفتن‌های شما بازگشت دارد.

در نبود خود، کودکان را به مراقبین مطمئن و با حوصله بسپارید.