برای پسرم
نسبت نسيان به ذات حق مده
بار كفر است اين به دوش خود منه
به كه برگردی به ما بسپاريش
كی تو از ما دوست تر می داريش
نقش هستی، نقشی از ايوان ماست
خاك و باد و آب، سرگردان ماست
نسبت نسيان به ذات حق مده
بار كفر است اين به دوش خود منه
به كه برگردی به ما بسپاريش
كی تو از ما دوست تر می داريش
نقش هستی، نقشی از ايوان ماست
خاك و باد و آب، سرگردان ماست
بهداشت روان و لزوم توجه به روابط
تعامل يا همان روابط را مي توان در سطوح مختلف در نظر گرفت. تعامل ميان فردي كه از رابطه بين شخص با يك نفر يا افراد شكل مي گيرد تا روابط درون فردي كه روابط شخص با خود (هم در معناي self و هم در معنای (ego حكايت مي كند. همچنین مفهومي نسبتاً جديد كه رابطه ميان فرهنگي ناميده مي شود نيز براي افراد كشورهاي جهان سومي حائز اهميت است. اين سازه جديد چنين فرض مي كند كه شخص بايد جايگاه خود را در نظام جهاني در نظر بگيرد.
فصل مشترك اكثر درمانهاي مطرح اختلالات رواني، حتي درمانهاي شناختي و رفتاري توجه به بافتي است كه بيماران در آن زندگي مي كنند. آنچه در اين بافت براي درمانگر باليني مهم است، سيستمي از روابط است كه در نظامي پيچيده، سازمان تعاملات فرد با خود و جهان بيروني را مي سازد. اگر درمانگر رويكردي روانپويشي دارد، توجه خود را به روابط درون فردي و روابط ميان فردي دوران كودكي (خصوصاً با والد ناهمجنس) معطوف مي كند و اگر رويكردي رفتاري- شناختي دارد، نگاه خود را به سيستمهاي خانوادگي و خاصه محيطي (ابر سيستم) محدود مي كند. در هر صورت اين رابطه است كه مورد توجه است.
پس باید نتیجه گرفت كه توجه به روابط ميان فردي، درون فردي و بين فرهنگي اصل اساسي بهداشت رواني است. اگر بپذيريم كه روان شناسي، امروزه رويكردي پيشگيرانه دارد، آنگاه درخواهيم يافت كه توجه به روابط فرد در سيستم خانوادگي و اجتماعي (كه روابط ميان فردي را مي سازند) و روابط درون فردي (توجه به درك و تعريفي كه افراد از خود دارند) اساس پيشگري از آسيبهاي رواني است.
پس باید توجه افراد را به روابطشان جلب كنيم و مطمئناً ارائه آموزش هاي لازم در جهت بهبود روابط مثمر ثمر خواهند بود.
ویژگیهای شخصیتی و حجم قسمتهایی خاص از مغز
بر اساس یک پژوهش در دانشگاه مینه سوتا با استفاده از تصویرسازی رزونانس مغناطیسی (MRI) و پرسشنامه های شخصیت، اساس بیولوژیکی آنچه روانشناسان پنج ویژگی اصلی شخصیت (برون گرایی، وجدان گرایی، نوروتیسم، سازگاری، گشادگی/ درک) می دانند را بررسی کردند. بررسی ها نشان می دهد نواحی مشخصی از مغز که حجم متفاوتی دارند با یک خصیصه شخصیتی ارتباط دارند.
اسکن های MRI برون گراها، کرتکس حدقه ای میانی بزرگتر، ناحیه فوقانی و پشتی حفره چشم را نشان داد. محققان معتقدند این قسمت با اداره مسیر پاداش مرتبط است.
کرتکس خلفی سینگولا و شیار فوقانی گیجگاهی در افرادی که دارای ویژگیهای مرتبط با سازگاری بودند بزرگتر بود. به اعتقاد محققان این ناحیه با درک اعمال و حالات روانی دیگران مرتبط است.
وجدان گرایی بالاتر با قسمت بزرگتری از کرتکس پیش پیشانی جانبی که در تصمیم گیری و کنترل ارادی رفتار دخیل است، ارتباط دارد.
نوروتیک ها (افرادی که گرایش به تجربه هیجانات منفی دارند)، حجم مغزی کوچکتری در بخشهایی که برای تنظیم هیجانات شناخته شده است، دارند.
تنها خصیصه ای که بر اساس این مطالعه ارتباطی با قسمتهای مغز نداشت گشادگی/ درک و فهم، بود که پژوهشگران معتقدند خیال پردازی، کنجکاوی و علائق هنری را منعکس می کند.
علیرغم اینکه یک همبستگی بین ساختار مغز و شخصیت پیدا شده است، این پژوهشگران معتقدند که ژنها و محیط نقش مهمی بازی می کنند. " تغییر شخصیت به راحتی نیست اما امکان پذیر است "

کودکان و مهارت دوست یابی

یا عَلىُّ اَلعَقلَ مَا اكتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ وَطُلِبَ بِهِ رِضَى الرَّحمنِ
یا على، عقل چیزى است كه با آن بهشت و خشنودى خداوند رحمان بدست مىآید.

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟ دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: بله. استاد پرسید: هر چیزی را؟ پاسخ دانشجو این بود: بله هر چیزی را.
استاد گفت: در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد.
برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است. ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟
استاد پاسخ داد: البته دانشجو پرسید: آیا سرما وجود دارد؟
استاد پاسخ داد: البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟
دانشجو پاسخ داد: البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال میدهد. بدون گرما، اشیاء بیحرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساختهایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم.
دانشجو ادامه داد: و تاریکی؟
استاد پاسخ داد: تاریکی وجود دارد.
دانشجو گفت: شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما میتوانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمیتوانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان میدهد که در آن طبق طول امواج نور، نور میتواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کردهایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم.
و سرانجام دانشجو پرسید: و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟
خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود.
آن دانشجو کسی نبود جز آلبرت انیشتین.....
پستی از وبلاگ
azade977.blogfa.com
آزمایش دقت مسیر (لرزش سنج V پیرون)
هوش معنوی
توجه جهانی به موضوعات معنوی و اثر مذهب در زندگی انسان باعث شده تا در دهه های اخیر موضوع مذهب مورد توجه بسیاری از متخصصان بهداشت روان قرار گیرد و برخی سازمانهای بهداشتی در تعریف ابعاد وجودی انسان به ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی (روحانی) اشاره کنند و بعد چهارم یعنی بعد روحی را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح سازند. امروزه مطالعات مربوط به روحانیت با مفهوم هوش عمیقاً گره خورده، بطوریکه بسیاری از نظریه پردازان معاصر، هوش را در قالب معنوی تعریف می نمایند. هوش معنوی به عنوان یک ویژگی آشکار جهانی دیده می شود که بطور بالقوه در همه گروههای مذهبی نمایان است و نحوه ابراز آن در بین گروهها و بافتهای مذهبی و روحانی مختلف متفاوت است.

نوجوان و تشکیل هویت
هویت را می توان بصورت نظریه روشنی درباره خویشتن به عنوان عاملی منطقی توصیف کرد، عاملی که بر اساس عقل عمل می کند، مسئولیت این اعمال را می پذیرد و می تواند آنها را توجیه کند. این تصور درباره خویشتن ممکن است با تصوری که دیگران از فرد دارند، تفاوت داشته باشد. تشکیل هویت عبارت است از اینکه مشخص کنید چه کسی هستید، برای چه چیزی ارزش قائلید و تصمیم گرفته اید چه مسیری را در زندگی دنبال کنید. اریکسون اولین کسی بود که هویت را به عنوان پیشرفت مهم شخصیت نوجوان و گامی مهم به سمت تبدیل شدن به بزرگسال ثمربخش تشخیص داد. به نظر اریکسون هویت وحدتی است که بین سه سیستم زیستی ـ اجتماعی ـ روانی بوجود می آید و بدین وسیله نوجوان می داند کیست، چه می خواهد، به چه جامعه و فرهنگی تعلق دارد، به گذشته اش آگاه است و اهداف آینده اش را به خوبی می شناسد.
دلزدگی زناشویی
وقتی زوجین از تب و تاب هیجانات و عواطف دوران اول ازدواج، زمانیکه زندگی را سراسر عشق، پیمان و خوشایند می بینند، بیرون می آیند ممکن است هر حادثه کوچکی منجر به روند تدریجی دلزدگی زناشویی گردد آنگاه انرژی عشق به آزردگی و خشم تبدیل و در نتیجه، منازعات فراوان، انتقادهای مکرر، پناه بردن به سکوت، عدم همراهی عاطفی و لاینحل ماندن مشکلات پدید می آیند. در واقع صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازند و به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می شود که در شدیدترین وجه، دلزدگی منجر به فروپاشی رابطه می شود. همسرداری اصولی دارد که نیاز به مهارتهای هر دو نفر دارد و اگر حتی یک نفر از آنها غفلت و یا کوتاهی نماید، زندگی برای هر دو نفر آنها خسته کننده و ناخوشایند می شود.
نامزدی و شناخت
حتماً برایتان پیش آمده که برای خرید جدید و حتی ساده سعی می کنید اول اطلاعات لازم را بدست آورده تا احتمال اشتباه و پشیمانی را پایین بیاورید. حالا خودتان قضاوت کنید که برای شروع یک رابطه و زندگی مشترک که اصلاً قابل قیاس با خرید نیست، شناخت طرف مقابل چقدر لازم و راهگشا خواهد بود؟ از آن مهمتر در شناخت طرف مقابل باید به چه ویژگیهایی توجه کنیم؟ در دوران نامزدی چگونه طرف مقابل را بشناسیم؟

اختلال شخصیت وسواسی
اختلال شخصیت وسواسی در DSM-IV-TR جزو مجموعه ج اختلالات شخصیت می باشد که ویژگی اصلی آنها بیمناکی و تنش می باشد.
شخصیتهای وسواسی به عنوان ماشینهای زنده توصیف شدهاند. ویژگی آنها نوعی سبک زندگی با پافشاری روی انجام درست کارها، سرسختی، کمال گرایی افراطی، تمرکز بر روی جزئیات و بیتصمیمی و تردید است. فکر و ذهن این بیماران را مقررات، نظم، دقت در نظافت، تمرکز بر روی جزئیات پر کرده است. آنها چنان در جزئیات موضوع غرق میشوند که اصل ماجرا را فراموش میکنند. این نظم پذیری و كمال طلبی نه تنها منجر به پیشرفت و رسیدن به هدف نمی شود بلكه در بسیاری از زمینه های زندگی باعث افت در عملكرد می شود.
دنیا آن قدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد؛
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم، تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.
"پروفسور حسابی"
نوروتیک و سایکوتیک
نوروتیک در فارسی به روان رنجور (اختلال خفیف و طبیعی) و سایکوتیک به روانپریش (اختلال شدید) ترجمه شده اند. برجسته ترین تفاوت اختلال سایکوز و نوروز بر درجه آگاهی شخص از حالت خود مبتنی است.
امواج مغزی
شدت و الگوی فعالیت الکتریکی مغز تا حدود زیادی به سطح تحریکات قسمت های مختلف مغز بر اثر فعالیتهای مغز، خواب ، بیداری یا بیماریهای مغزی نظیر صرع یا حتی آسیبهای روانی بستگی دارد. مشخصات امواج، بستگی زیادی به میزان فعالیت قسمت های مربوط به قشر مخ دارد و امواج زمان های بیداری و خواب و اغما تفاوت فاحشی دارند ضمن آنکه تغییرات فعالیت الکتریکی مغز ممکن است زیر بنای فکر و حافظه و قواعد رفتاری انسان باشد.

اختلالات روان تنی
این اختلال ها که جدیداً در مورد آنها اصطلاح اختلال های روانی- فیزیولوژیکی ترجیح داده می شود، بیماریهای جسمانی هستند که نشانه های واقعی را شامل می شوند در عین حال عوامل روانی در شروع و تشدید آنها مؤثرند. اختلالات روحی روانی مانند استرس ها و ضربه های روحی به طور تدریجی روی فرد تأثیر می گذارند و اثر تجمعی آنها سبب بروز بیماری های سایکوسوماتیک می شوند. منظور این نیست که فقط علل روانی در به وجود آوردن این اختلالات دخالت دارند بلکه عوامل دیگر هم دخالت داشته منتهی عوامل روانی به صورت عوامل تسریع کننده یا کاتالیزور عمل می کنند. به عنوان مثال در آسم حق تقدم با آلرژی است و در دیابت حق تقدم با عامل ارثی است و در تبخال یک عامل ویروسی، اما در این بیماری ها عوامل روانی، کاتالیزور هستند با تشبیه روشنتر، همان نقشی را که ویتامین ها در بدن ایفا می کنند، علل روانی در ایجاد بیماری های روان تنی دارند.
روان شناسی مثبت نگر
مارتین سلیگمن، که او را پدر روان شناسی مثبت میخوانند، این گونه بیان میکند: «روان شناسی فقط مطالعه کمبودها و آسیبها نیست؛ روان شناسی علم شناخت نیرومندیهای انسان نیز هست؛ درمان صرفاً ترمیم بخش شکسته شده نیست؛ پرورش بهترین چیزی است که در درون ما جای گرفته است».
روان شناسی مثبت نگر به دنبال آن است که تصویری از زندگی خوب را به روشنی بیان کند و موضوع اصلی آن تحقیق درباره تجربیات ذهنی مثبت می باشد همچون: بهروزی، خشنودی، رضایت خاطر، لذت، امید، خوشبینی، روانی، معنویت، شایستگی، عشق، عشق به کار، جرات، پشتکار، خودمختاری، مهارت میان فردی، استعداد، خلاقیت، ابتکار، دوراندیشی، خرد، مسئولیت میان فردی، نوعدوستی، وجدان کاری و پرورش دیگران و ...
روان شناسی مثبت نگر به سلامتی روانی انسان و کیفیت زندگی او در ارتباط با سوال «چه می توانست باشد؟» توجه دارد و به تقویت توانایی ها و شایستگی های فرد توجه داشته و قبول دارد که افراد از «آنچه می توانند باشند» کمتر هستند. این رویکرد پرورش توانمندیها دو نتیجه مرتبط در بر دارد:
1- پرورش دادن رشد شخصی و سلامتی
2- پیشگیری از اینکه آسیبهای روانشناختی در شخصیت ریشه دار شوند.
چرا امروزه به روان شناسی مثبت نگر نیاز داریم؟
روان شناسی، عموماً بر جنبه های انطباقپذیر، سالم و مثبت انسان تکیه نکرده است؛ قطعاً در طول سالهای بسیار، روان شناسی حرفه ای، مطالعه بخش مثبت وجود آدمی را نامطلوب میدانست و آن را نمی پذیرفت. استفاده از روان شناسی مثبت در مسیر بهبودی بیماری روانی، نقش چشمگیری خواهد داشت. در عین حال، روان شناسی مثبت بر رشد و ارتقای فرد بیمار، خانواده او و جامعه موثر است و برای حل مسائل بیماران ضروری می نماید.
نیاز دیگر جوامع به روان شناسی مثبت، در تقویت و حفظ نخبگان و استعدادهای درخشان آن جامعه خلاصه می شود. ضرورت دیگری که برای روان شناسی مثبت نگر مطرح میشود، «تبدیل زندگی معمولی به یک زندگی تکامل یافته و پیشرفته تر» است. طبیعتاً داشتن یک زندگی شاد و سرشار از رضایتمندی، بسیار پسندیده تر از آن است که افراد صرفاً با تأمین نیازهای ابتداییشان به زندگی ادامه دهند. مردم به چالشها و تمرینهایی نیاز دارند که بتوانند به وسیلۀ آنها تواناییهای خود را بسنجند و فرصتهایی را برای یادگرفتن ایده های جدید و رشد استعدادهایشان به دست آورند.
منابع:
انگیزش و هیجان؛ جان مارشال ریو؛ ترجمه یحیی سید محمدی.
روان شناسی مثبت نگر، علم نیرومندیها و شادکامیهای انسان؛ آلان کار؛ ترجمه دکتر پاشاشریفی و دکتر نجفی زند.
آزمون هوش هيجاني برادبري – گريوز
افسردگی معمولاً احساسهای غم و اندوهگینی فوق العاده را در بر دارد و بیماری بسیار شایع عصر ماست. متاسفانه در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. همه ما در طول زندگی در دوره های کوتاه و بلند، احساس داشتن غم و اندوه را خصوصاً در هنگام از دست دادن همسر و یا نزدیکان، هنگام کار و یا از دست دادن آن، تجربه کرده ایم و اکثریت ما قادر به مقابله با این حوادث هستیم. اما زمانی که این اندوه، بیش از اندازه و پایدار و عمیق باشد ممکن است منجر به بیماری افسردگی گردد. افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تمام سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. بیشتر انواع افسردگی قابل درمان هستند لیکن افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.

آزمون احساس خواهی مارون زاکرمن
هدف از انجام این آزمون سنجش میزان احساس خواهی افراد می باشد. در بین انسانها از نظر میزان هیجان خواهی تفاوتهای بسیاری وجود دارد. طبق نظر زاکرمن هیجان خواهی صفتی است که ویژگی آن نیاز به هیجان و تجربه های متنوع، جدید و پیچیده و تمایل به خطر جویی می باشد. به طوری که مارون زاکرمن با ارائه شاخصهای قانع کننده نشان می دهد که عوامل ارثی در تعیین ویژگی هیجان خواهی نقش مهمی دارند، بنابراین والدینی که هیجان خواهی دارند به احتمال خیلی زیاد فرزندان هیجان خواه خواهند داشت. ضمناً هیجان خواهی در نتیجه سن تغییر می کند.
آزمایش اثر آگاهی از نتایج بر عملکرد
در این آزمایش هدف عبارت است از نشان دادن این واقعیت که آگاهی از نتایج، عملکرد را تحت تاثیر قرار می دهد. رفتارهای ما عموماً تحت تاثیر اطلاعاتی قرار می گیرد که در موقعیتهای مختلف فراهم می آید یعنی اگر اطلاعات عوض شود رفتارهای ما نیز تغییر شکل خواهند یافت و از طرفی یادگیری عبارت است از تغییری نسبتاً پایدار در رفتار که در نتیجه تجربه حاصل می شود. از موارد قابل توجه در روان شناسی یادگیری این است که بازخورد از عملکرد موجب بهبود در رفتار و یادگیری می گردد، در حقیقت این سوال مطرح است که آیا آگاهی از نتیجه تغییر در رفتار، در یادگیری موثر می باشد؟